X
تبلیغات
به وب‌ سايت نقشبنديه خوش آمديد:: لطفاً با درج نظرات خود و شركت در نظرسنجي، ما را همراهي كنيد! :: براي استفادۀ بيشتر از وبلاگ، آرشيو مطالب(نوشته‌هاي پيشين) را هم ملاحظه فرماييد:: بخشهايي از اين وبلاگ هنوز تكميل نشده و به اميد خدا به تدريج تكميل مي‌شود نقل مطالب با ذكر منبع بلا مانع است ::   نقشبندیه
در باب عرفان، طربقت نقشبندي و مشايخ هورامان
 پر بيننده‌ترين‌ها:

طریقت نقشبندی، مولانا خالد شهرزوری و شیخ سراج‌الدّين

تعريف طريقت نقشبندي

شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی)

شرح حال حضرت مولانا خالد ذی‌‌الجناحين نقشبندی شهرزوری

زندگينامة خودنوشتِ علامه ملا عبدالكريم مدرّس

شجره‌نامة حضرت شيخ سراج‌الدّين

نسب‌نامة معنوي حضرت سراج‌الدين

سخني كوتاه درباره تصوّف و طرایق عرفانی

طریقت چیست و چرا لازم است؟

شرح اصطلاحات مهم عرفانی (1)

نمازهاي سنّت و قُرب

معرّفي دو سايت مفيد اسلامي ـ عرفاني

فرزندان شيخ سراج‌الدّين (قدّس سرّه)

گوئيا تعزيت شاه حسام الدين است...

عارفان و تبعیّت از شریعت (بخش اول)

فرزندان،منسوبين و خلفای مولانا خالد

چهارده پند كوتاه از شيخ سلّمي نيشابوري

سالروز درگذشت علامه ملا عبدالکریم مدرس

قلب حضرت شمس‌الدين پس از فوت نيز همچنان ذاكر بوده است

وصيّت حضرت شيخ نجم‌الدّين به فرزندش جناب شيخ نورالدّين

خیاطی كه به بركت يك فرمايش شيخ عالم و شاعر شد

عارفان و تبعيت از شريعت (بخش دوم)

 

اگر با طريقت نقشبندي  آشنايي نداريد، ابتدا مطالب زير را مطالعه كنيد:

 

سخني كوتاه درباره تصوّف و طرایق عرفانی

طریقت چیست و چرا لازم است؟

تعريف طريقت نقشبندي

نقشبندیان، مصلحان تصوّف اسلامی

شرح اصطلاحات مهم عرفانی (1)

طریقت نقشبندی، مولانا خالد شهرزوری و شیخ سراج‌الدّين

شرح حال حضرت مولانا شاه عبدالله غلامعلي دهلوي

شرح حال حضرت مولانا خالد ذی‌‌الجناحين نقشبندی شهرزوری

شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی)

شجره‌نامة حضرت شيخ سراج‌الدّين

فرزندان شيخ سراج‌الدّين (قدّس سرّه)

نسب‌نامة معنوي حضرت سراج‌الدين

فرزندان،منسوبين و خلفای مولانا خالد

عارفان و تبعیّت از شریعت (بخش اول)

در سايتهاي ديگر و به زبانهاي ديگر:

آشنايی با طريقت نقشبندی(يك مقالة مفصل)

النقشبندیة...منهجها وأصولها وسندها ومشائخها

ته‌ریقه‌ت چیه‌ و بۆچی پێویسته‌ ؟

بۆچی ناوی ته‌ریقه‌ت له‌ ناو ئه‌صحابه‌ و تابعیندا نه‌بوو؟

ته‌ریقه‌تی نه‌قشبه‌ندی و مه‌ولانا خالید و شێخی سیراجوددین

The Naqshbandi Shaikhs of Hawraman and the heritage of Khalidiyya-Mujaddidiyya in Kurdistan

 

بخش كُردي وبلاگ نقشبنديه

 

بخش كُردي

 

تاریخ آخرين بروز رساني:26/5/1392

 

>> ویژه: شرح حال مختصر تمام پيشوايان طريقت نقشبنديه

>> لينك و عناوين تمام مطالب منتشر شده در وبلاگ از آغاز تا كنون

 

+  ساعت 9:40 قبل از ظهر    

انّا لله و انّا اليه راجعون

عالم وارع و متّقي حاج ملا محمد افراز(ماموستاي مل چه‌ور) بامداد امروز به ديار باقي شتافت.

اين بزرگوار از بزرگترين علماي اهل سنّت كردستان بودند و سالها خالصانه به علم و شريعت و مسلمانان خدمت كردند. ايشان همچنين از پيروان طريقت نقشبنديه بودند.

وبلاگ نقشبنديه براي آن فقيد سعيد بهشت جاوداني و اجر و ثواب جزيل و براي بازماندگان صبر جميل آرزو مي‌كند و اين ضايعۀ جبران ناپذير را به عموم اهل سنّت و مردم شريف كردستان تسليت مي‌گويد.


+  ساعت 9:33 قبل از ظهر     | 

انّا لله و انّا اليه راجعون

روز دوشنبه 23 بهمن ماه 1391 عالم وارع و متّقي ماموستا شيخ نورالدّين مفتي در حلبچه درگذشت.

ايشان از علماي خدمتگزار و پرهيزگار و اهل طريق بودند كه سالها در كردستان عراق و به ويژه در شهر حلبچه به تدريس علوم ديني و خدمت به شريعت و طريقت مشغول بودند. شاگردان بسياري از محضر اين عالم بزرگوار مستفيد شده‌اند.

وبلاگ نقشبنديه درگذشت ماموستا شيخ نورالدّين را به خانوادۀ ارجمند مفتي و همه پيروان حقيقي سنّت پيامبر(ص) تسليت مي‌گويد. خداوند ايشان را با انبيا و اولياي مقرّب خويش محشور و به ديدار خويش مسرور كند ـ بمنّه و عميم احسانه.

+  ساعت 0:47 قبل از ظهر     | 

اشاره: تأثير عارفان و طرايق عرفاني در گسترش دين مبين اسلام، حقيقتي انكارناپذير است، در اين ميان نقشِ نقشبنديان در ترويج اسلام،مبارزه با بدعت‌ها،اصلاح اجتماع و ايجاد جنبش‌هاي اسلامي ضد استعماري بيش از گروه‌هاي ديگر جلب نظر مي‌كند. پيشتر در مطلبي به كوشش‌هاي نقشبنديان در اصلاح تصوّف و احياي تعاليم اصيل اسلامي و عرفاني پرداختيم، اينك ضمن معرّفي كتاب مفيد «جنبش‌هاي انقلابي صوفيان هند و امام ربّاني» به نقل بخش‌هايي از آن مي‌پردازيم.

                        كتاب «جنبش‌هاي انقلابي صوفيان هند و امام ربّاني»                            

در اين كتاب از تأثير شگفت‌انگيز حضرت شيخ احمد فاروقي سرهندي(ملقّب به امام ربّاني و مشهور به مجدّد الف ثاني) در احياي تعاليم اسلام و اصلاح جامعۀ هند سخن رفته است. مطالعۀ اين كتاب و آثاري از اين دست از آن جهت حائز اهميت است كه بر همگان آشكار مي‌سازد كه عارفانِ بزرگ و طرايقِ عرفاني آنان، همواره پاسداران حريمِ شريعت بوده‌اند و ـ بر خلاف تبليغات معاندين و مدعيان افراطي ـ علاوه بر جهادِ اكبر در ميادين جهاد اصغر نيز حضور داشته‌اند و بلكه در ميدان جهاد و اصلاح راهبر و پيشرو  بوده‌اند. تحقيقي مختصر در تاريخ جنبش‌هاي ضد استعماري و حركت‌هاي اصلاح‌گر، از اين حقيقت پرده برمي‌دارد كه تقريبا تمام اين جنبش‌ها به صورت مستقيم يا غير مستقيم وابسته به يكي از طرايق يا تحت تأثير تعاليم عارفان و مشايخ يزرگ بوده‌اند.

«جنبش‌هاي انقلابي صوفيان هند و امام ربّاني» كتابي است (در قطع رقعي و 176 صفحه) از محقّق ترك «ابراهيم ادهم بيلگن» كه «منصوره حسيني» و «داوود وفايي» آن را ترجمه كرده و انتشارات «نگاه» آن را در سال 1389 در تهران چاپ و منتشر كرده است.

اين كتاب حاوي اطّلاعات ارزشمندي دربارۀ فعاليّت‌هاي اصلاحگرانۀ حضرت امام ربّاني،قدّسناالله بسرّه، است. در اين كتاب همچنين تأثيرات حضرت امام رباني در هند و در دنياي اسلام و تلاش‌هاي موفقيّت آميز ايشان در احياي دوبارۀ تعاليم اسلامي و از ميان بردن بدعت‌ها و خرافات (كه منجر شد ايشان به عنوان مجدّد دين شناخته شود) به اختصار مورد بررسي قرار گرفته است.

در مقدمۀ مترجمان بر اين كتاب آمده است: « كتاب «جنبش‌هاي انقلابي صوفيان در هند و امام ربّاني» توسط آقاي «ابراهيم ادهم بيلگين» از اساتيد رشتۀ الهيات در دانشگاه استانبول، به زبان تركي استانبولي نوشته شده و در سال 1989 ميلادي توسط انتشارات « نشر و طبع فرهنگ » در استانبول به چاپ رسيده است.

نويسنده در اين كتاب به بررسي تاريخچۀ طريقت‌هاي مختلف صوفيانه در هند و شخصيّت تأثيرگذاري چون «امام ربّاني» پرداخته است. [شيخ] احمد سرهندي معروف به «مجدّد الف ثاني» و «امام ربّاني» يكي از چهره‌هاي مطرح طريقت نقشبنديه در هند است كه در قرن دهم هجري (971 هـ / 1563 م ) به دنيا آمد. او و ادامه دهندگان راهش با تأكيد بر خلوصِ دين به مبارزه با پيرايه‌هاي ديني و مكاتب بدعت‌گذار صوفيانه پرداختند. پيروان او بعدها [زماني كه هند به تصرّف انگليسي‌ها درآمد] سرزمين هند را «دارالكفر» خواندند و با حاكميت استعماري انگلستان به جنگ مسلّحانه برخاستند. در دوره‌هاي بعد حركت‌هايي تحت عنوان «فرائضي» و «مجاهدون» با الهام از تعاليم امام ربّاني به تصفيۀ اسلام از خرافه‌ها و نبرد با حاكمان ستمگر هند پرداختند.

از آنجا كه صوفيان و عرفاي عصر [شيخ] احمد سرهندي در هند، از نظريۀ وحدتِ وجود شيخ اكبر ابن عربي برداشت‌هاي غلطي داشتند، و اين امر در ميان عامۀ مردم موجبِ بروز انحرافات مختلفي مي‌شد، امام ربِّاني با طرحِ نظريۀ «وحدتِ شهود» اقدام به اصلاحِ سوء برداشت‌ها در اين زمينه كرد....

نويسنده در ادامۀ تحقيق خود به بررسي حركت «خالديه » كه [ مولانا خالد شهرزوري آن را تأسيس كرد و] ترويج دهندۀ فعلي حركت امام ربّاني است مي‌پردازد و در انتهاي كتاب مقاله‌اي از محقّق مشهور «آلبرت حوراني» تكميل كنندۀ مباحث است...» صص 6ـ 5.

گزيده‌اي از مطالب كتاب:

ـ « امام ربّاني يكي از رهبران بسيار دقيق، تحليل‌گر، پويا و راهگشاي تصوّف بوده است. او حلّ مسائل را در اسلامِ اصيل جستجو مي‌كرد و در پيروي از سيرۀ رسول الله (ص) و سلفِ صالح هيچگاه ترديد نمي‌كرد. شخصيّت و افكارِ اين انسان بزرگ در تاريخ فرهنگي اسلام جايگاه خاصي داشته و در حال حاضر نيز تأثير وي در منطقۀ خاورميانه در حركتي تحت نام «خالديه» مشهود است.» ص، 11 .

ـ امام رباني آنچه را با كتاب(قرآن) و سنّت ناسازگار بود غير اسلامي مي‌دانست و در مخالفت با آن دست به مبارزۀ فكري،رواني،اقتصادي،سياسي و اجتماعي مي‌زد. با وجود تحقيقي كه به مدّت دو سال و نيم حول زندگي و افكار او انجام داده‌يم معتقد هستيم در مرحلۀ كنوني ضرورت نياز به آشنايي با زندگي امام ربّاني بيش از پيش احساس مي‌شود» ص، 13 .

ـ «آرنولد» يكي از شرق شناسان معاصر ... مي‌گويد: « در اين شكي نيست كه شمارِ قابل توجّهي از مردم آفريقاي سياه، اندونزي و هند، تحت تأثير واعظان صوفي كه عهده‌دار وظايف اساسي اسلامي بودند، مسلمان شده‌اند. بي آن كه نيازي به ژرف‌كاوي باشد مي‌توان گفت چنين امري در سايۀ عشق و علاقه به خدا،پيامبر و اصحاب او بوده است». مستشرقِ ديگري در خصوصِ همّت درويشان متصوّقه در گسترش  اسلام مي‌گويد: «... صوفيان در گسترش اسلام در شيه فارۀ هند تأثير فراواني داشته‌اند. بين‌المللي شدن دين اسلام در سايۀ كوشش صوفيان بوده است» صص، 22 ـ 21 .

ـ پيروان نقشبنديّه عالمانه‌ترين مقاومت را در برابر اين گروه‌ها [ افراطي‌هاي هندو و دشمن اسلام] از خود نشان دادند... [محقق مشهور آلماني آنا ماري] شيمل  مي‌نويسد:« نقشبنديّه همواره كوشيده است در مقابل نظريۀ ادغام اسلام در هندوئيزم، از اسلام دفاع جدّي نمايد. اين موضوع مي‌بايست در سطوحي آكادميك مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرد» ص، 30.

ـ « در بررسي منابع مختلف، اين نكته دانسته مي‌شود كه «خواجه نقشبند» فعاليّت‌هايي در گسترش اسلام داشته است. او براي گسترش اسلام در مناطق مختلف در آسياي ميانه، خصوصاً در منطقۀ سيبري، 366 نماينده گسيل مي‌دارد. صوفيان مذكور كه وظيفۀ تبليغ اسلام را بر عهده داشتند، موجب آشنايي قبايل ارتيش، تاتارهايي كه برده‌ها را عبادت مي‌كردند،كاركرپچاك‌ها و نوگاها با اسلام شدند » ص، 40.

ـ « امام ربّاني در مكتوبات مي‌گويد: كساني كه با استبداد سياسي، اجتماعي و ديني مواجهند مي‌بايست براي رهايي خود كوشش نمايند، در غير اين صورت نزد خداوند مسئولند ... به اعتقاد او، فتوا دادن علما در راستاي خواست سياستمداران ، خسارت‌هاي فراواني در پي خواهد داشت، از همين رو با اين موضوع به شدّت مخالفت مي‌كرد » ص، 72 .

ـ « به گمان ما يكي از جنبه‌هاي با اهميّت شخصيت امام ربّاني، « مُجدّد بودن » اوست. او مصرّانه در پي تنزيه دين از بدعت‌ها، انحراف‌ها،خرافه‌ها و عقايد نادرست بود. در اين راه كوشيد و موفّق نيز شد » ص، 74 .

ـ « امام ربّاني از تحرّك فكري ديگري برخوردار است كه توسط آن نيز جهانيان را تحت تأثير قرار داده است. موضوعي كه مي‌تواند عنواني براي يك رسالۀ مستقل دكتري باشد. او بر افكار انديشمندان و سياستمداران مشهوري همچون: «سيّد احمد خان»،«دكتر محمّد اقبال» و «ابوالكلام آزاد» به رغم اختلافات فكري‌شان مؤثّر بوده است. ص، 78 .

امام ربّاني سعي نمود انحرافات فكري صوفيان زمان خود را در پرتو تعاليم اسلام با سياست«بازگشت به خويشتن» تصحيح نمايد، و اين امر كاري شايان تقدير است» ص، 78 .

ـ « امام ربّاني به دليل برخورداري از شخصيّتي چند وجهي موجب ظهور علماي مجاهدي چون «شيخ شامل» و «عبدالقادر جزايري» در قرن نوزدهم شده و به موازات آن در حوزۀ علم نيز موجب آغاز حركتي مبتني بر احاديث گرديده است. به اعتقاد ما در قرن حاضر، هنوز نيز از شخصيت والاي اين عارف صوفي پيامهاي فراواني مي‌توان دريافت داشت» ص، 82 .

ـ « مولانا خالد ضياءالدّين بغدادي [شهرزوري]: اين صوفي نقشبندي در شناساندن آموزه‌هاي ربّاني به مردم قفقاز،مصر،عراق،آناتولي، سوريه و روملي نقش تعيين كننده داشته است. دربارۀ او ترجمۀ مقاله‌اي از دكتر«آلبرت حوراني» را در انتهاي كتاب خواهيم آورد » ص، 93 .

ـ يكي ديگر از جانشينان امام ربّاني شاه ولي الله دهلوي بود، او عالم و عارف بزرگي بود در دهلي به تأسيس مدرسه‌اي پرداخت كه بعدها «دارالحديث» نام گرفت « دهلوي در آنجا به امر آموزش‌هاي ديني پرداخت. فعاليّت‌هاي آموزشي در مدرسۀ فوق توسط فرزندان،جانشينان و شاگردان او تا سال 1857 يعني صد و بيست سال ادامه يافت » ص، 100 ـ 99 .

ـ « ويژگي شاخص نقشبنديه همواره تكيه‌اش بر شريعت بوده است. جنبۀ با اهميّت آموزه‌هاي نقشبندي، تأكيد و پافشاري قابل ملاحظه بر لزوم«زندگي الهي» است... يعني فرد طوري زندگي كند كه گويي در محضر خداست، او بايد مملو از عشق به خدا باشد. فقط و فقط خدا را عبادت كند. بي آن‌كه به سويي توجّه كند، يا چيزي در ميان آورد يا در پي پاداش دنيوي باشد...» ص، 142 .

ـ « عبدالقادر، فهرمان مشهور الجزايري هنگامي كه در سال 1241 / 1826 م. به همراه پدر خود به زيارت حج مي‌رفت با شيخ مولانا خالد كه او هم عازم مكّه بوده است ديداري داشته و همان جا به سلك تابعين او درمي‌آيد » صص 155 ـ 154 .

ـ « نقشبنديه در قرن نوزدهم تحت تأثير مولانا خالد (ره) در مناطقي بسيار دور دست گسترش يافت. «اسنوك هورگرونچه» طي نوشته‌اي در سال 1880 بر اهميّت اين طريقت در مكّه اشاره مي‌كند، او مي‌نويسد: « اين سلسلۀ صوفيانه بر اثر ايماني نيرومند به خوبي گسترش يافته است. دامنۀ نفوذ آن تا سوماترا،جاوه و جزاير برونئي كشيده شده است » ص، 155 .

ـ « يكي از ويژگي‌هاي بارز حركت ربّاني برخورداري از جنبۀ احياگرانه مي‌باشد. آنها با بدعت‌هايي كه در دين رخ داده بود به طور جدّي مبارزه كردند، سعي آنها اين بود كه شفافيت اوليۀ اسلام را مجدّداً احيا كنند. احياء روش‌هاي اصيل اسلامي و مبارزه با بدعت‌ها گويا ويژگي اصلي اين حركت بوده است...» ص، 165 .

ـ « از اقدامات اصلي امام ربّاني و پيروانش مي‌توان به كوشش‌هاي آنها در جهت وحدت مسلمين حول محورِ توحيد و از ميان برداشتن اختلاف‌ها اشاره كرد. آنها معتقد بودند نيروي مسلمانان، زاييدۀ وحدت آنهاست. پيروان اين مكتب، همه را به اسلام فرا مي‌خواندند و مي‌گفتند همۀ اختلاف‌ها در اين چارچوب قابل حلّ است» ص، 166 .

ادامۀ مطلب را بخوانيد!


ادامۀ مطلب
+  ساعت 8:35 بعد از ظهر     | 

  ـ چرا در روزگار ما انسان‌ها بيش از روزگاران گذشته دچار افسردگي و مشكلات روحي و رواني هستند و چرا آرامش و شادي از زندگي رخت بربسته‌ است؟

ممكن است شما نيز بارها اين پرسش را از خويش پرسيده باشيد. حكايتي كه در زير نقل مي‌شود ـ ضمن آن كه حاوي كرامتي از كرامات حضرت خواجه بها‌ءالدّين نقشبند(قدّس سرّه) است ـ  ما را در يافتن پاسخ اين پرسش ياري مي‌كند:

« نقل كردند كه: حضرت خواجۀ ما (شاه نقشبند) ـ قدّس الله روحه ـ در [روستاي]«غديوت» بودند كه «شيخ شادي» به [خدمتِ] حضرت خواجه رسيد، بسيار در بسط و سرور [بود]. خواجه فرمودند: شادي! خوش حالي داري. «شيخ شادي» خدمت كرد و گفت: از بركات دريافت قدومِ شريفِ حضرتِ خواجه است. خواجه فرمودند: اين بسطِ تو، از عالمِ ديگرست از ما نيست. خواجه اين فرمودند و «شيخ شادي» را به كاري فرستادند. چون او از پيشِ حضرتِ خواجه بيرون آمد، خواجه فرمودند: اين بسطِ «شادي» از حقّ است؛ در راه چند تنكه زر يافته است و بدان التفات نكرده‌ است. بعد از آن «شيخ شادي» آمد. خواجه از او پرسيدند: چه عمل از تو در وجود آمده است؟ «شيخ شادي» گفت: به خدمتِ شما مي‌آمدم، در راه چند تنكۀ زر ديدم، در خاطرِ من آمد كه آنها را از نظرِ خلق پوشيده گردانم، باز استغفار كردم و گفتم: مرا با اين چه كار است؟ مصلحت آن است كه به هيچ وجه به اين چيز التفات نكنم. چون سه قدم گذشتم، اين صفتِ بسط [شادي و سرور] در من پيدا شد. خواجه فرمودند كه: هركه حق را بر غير حق گزيند، كمينه سعادت او، اين باشد1».

درسِ بزرگي كه از اين حكايت اخذ مي‌شود، اين فرمودۀ حضرت خواجه است كه: « هركه حق را بر غير حق گزيند، كمترين سعادت و [پاداشِ] او، اين [شادي و سرور بسيار] باشد [كه در دل ايجاد مي‌شود]». نيز مي‌توان نتيجه گرفت كه دليلِ افسردگي‌ها و مشكلات روحي ما و سببِ از ميان رفتن شادي و آرامش در عصر ما، اين است كه غيرِ خدا بر خداوند ترجيح داده شده و ذكر و ياد او ـ كه به تصريح قرآن دلها را آرامش مي‌بخشد ـ فراموش شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.     انيس الطّالبين و عدة السّالكين(در مناقب حضرت خواجه بهاءالدّين نقشبند)، نوشتۀ: صلاح بن مبارك بخاري، به تصحيح:دكتر خليل ابراهيم صاري اوغلي و به كوشش: دكتر توفيق هـ.سبحاني،انتشارات كيهان، چاپ اوّل،تهران 1371، صص: 236 ـ 235 .


مطالب مرتبط:

شرح حال مختصر حضرت خواجه بهاءالدّين نقشبند ـ قدّس سرّه

خیاطی كه به بركت يك فرمايش شيخ عالم و شاعر شد

قلب حضرت شمس‌الدين پس از فوت نيز همچنان ذاكر بوده است

مرقد،سنگ مزار و وضوخانۀ حضرت خواجه بهاءالدّين نقشبند در بخارا

+  ساعت 7:25 بعد از ظهر     | 

اشاره: آنچه در پي مي‌آيد رساله‌اي است از رسائل حضرت شيخ محمّد علاءالدّين نقشبندي تحت عنوان «القول الحقيق في ردّ من تفسّق بإسم اهل الطريق»؛ اين رساله چنانكه از نامش پيداست در ردّ كساني نوشته شده است كه در لباس اهل تصوّف و به نام اهل طريق، مردم را فريب مي‌دهند و به انجام اعمال خلاف شرع مي‌پردازند و دين و عرفان را وسيلۀ معاش خويش مي‌سازند. اين رساله به امرِ حضرت علاءالدّين در سال 1354 هجري قمري به سه زبان عربي،فارسي و كُردي در بغداد چاپ و در بلاد اسلامي منتشر شده است. بخش‌هاي عربي و كُردي در اينجا نيامده است.

 تصوير صفحۀ نخست رسالۀ قول الحقيق

القول الحقيق في ردّ من تفسّق بإسم اهل الطريق

تأليف العلامة المفضال حضرة الشّيخ علاءالدّين العمري العثماني النّقشبندي القادري ـ نفعنا الله ببركاته. في بيارة ـ حلبچه.

                                            بسم الله الرّحمن الرّحيم

پس از ثناي ذاتِ پروردگار و درودِ بي‌شمار بر پيغمبرِ مُختار و آل و اصحاب كبار؛ اين، خطابي است به جميعِ برادران ديني عموماً، و منسوبان طريقۀ نقشبنديه خصوصاً؛ بدانيد اي برادرانِ دين و اي طالبانِ راهِ يقين كه پس از آن كه شمسِ ديانت اسلاميه به ظهورِ وجودِ با فضل و جودِ حضرت سيّد كائنات،صلّی الله عليه و سلّم، در اين عالم پر ظلمات درخشان گرديد، خاضعينِ دين مبين داراي قوّت قلب و ايمانِ متين گرديدند و به محضِ شرافتِ صحبتِ آن سرور،عليه صلوات الله المَلِكِ الأكبر، از شوائبِ رذائلِ نفسانيه به كرامتِ فضائلِ روحانيه رسيدند تا عصرِ ائمۀ كِرام،عليهم رضوان الله المَلِك العلّام، به همبن منوال با وجود بعضي اختلاف اقوال كه آن هم رحمت الهي و مُنشأ از فضل و كرم لا متناهي او، تعالی، بود، دنيي و ديانت در ترقّي و قوّت و هر يك از ائمۀ كرام و علماي اعلام به فضل و استنباط و جهاد در كردار و گفتار آن سرور، اجتهاد و به رواياتِ اصحاب، استناد كرده تا اين شريعت مطّهره را تدوين نموده بي‌شائبۀ كذب و گزاف به محضِ تحقيق و انصاف و تدقيقِ بي‌رَيب و خلاف، ابن راهِ راست را براي ما روشن فرمودند، بعضي از عاشقان جمالِ محمّدي و طالبانِ سعادتِ سَرمدي، جهتِ ادراكِ شمّه‌اي از اخلاق و صفاتِ آن حضرت به تقليدِ بعضي از ادوار و آداب او گرويدند كه دفاع از همان رذائلِ نفسانيه و استجلابِ كمالاتِ روحانيه به آن بنمايند و هر يك از طريق مشروع به مخالفتِ نفس امّاره كوشيدند و در كوشيدنِ خود به كمالِ صدق و اخلاص جوشيدند تا به مقام معرفت و عبوديّت خالصه رسيدند و داراي قُرب و منزلتِ عندالله گرديدند؛ چنان كه مُسلم از أبي‌هريره روايت كرده از پيغمبر، صلّی الله عليه و سلّم، كه فرموده: « رّبّ أشعَث مَدفوع عَلَی الأبوابِ لَو أقسَمَ عَلَی اللهِ لَأبَرّه» والحاصل اين دينِ حنيفِ مبين به اهتمام و ترويج علماي ظاهر و باطن و امراي عادل، به اقصی درجۀ بلندي رسبد؛ ظاهريان، به زبان؛ باطني‌ها به تذلّل و طلبِ غُفران در بارگاه ربِّ منّان؛ امرا به قوّتِ شمشير و سَنان مدافعه از القاءاتِ زنادقه و اغواءاتِ اربابِ طغيان، قوّت به اين دينِ متينِ درخشان دادند. لكن در اين عصرِ شرّالأعصار جماعتي از جهلۀ بد رفتار، جهت جلبِ نام و احترام و تحصيلِ مال و انعام به ابداي كشف و الهام به اسم طريقۀ نقشيه يا قادريه به اطراف رويده و به هر حيله گرويده بدون معرفت به حقيقت، نشرِ آدابِ طريقت مي‌نمايند و مي‌خواهند مال و ايمان را از مسلمانان بربايند. به مقتضاي داعيۀ كِبر و عُجبِ نفساني و اغواي شيطاني، بعضي را از احكام شريعه پامال و وضع بعضي را از احكام، به رأي خود، سببِ حصول آمال مي‌كنند و آراء و اجماع بزرگان دين و ائمۀ مسلمين را مي‌خواهند رفض كنند، بعضي‌شان ادّعاي وصول به بعضي مراتب عاليه مي‌كنند كه قابل شأن ايشان نيست و بعضي‌شان امر به زدنِ خنجر و خوردنِ آتش و گرفتنِ مار مي‌نمايند و بعضي، قبولِ اختلاطِ مردان و زنان و برداشتنِ حجاب در وقتِ ذكر ربّ‌الأرباب مي‌نمايند و بعضي، شدِّ رحال به صحرا و جبال كرده در ميانِ طوائف و عشاير، جهتِ جلبِ دينار و درهم و ذخاير مي‌گردند، مي‌گويند: هركس به مطاوعت ما گروَد و عقبِ ميل و مرامِ ما دوَد، آن كس از اهل سعادت معدود و در دنيا و آخرت مسعود است اگرچه از امثالِ شدّاد و نمرود است و هركس به مال و جان به اطاعتِ ما حاضر و به اوامرِ ما ناظر نباشد، آن كسي مُنكَر و مُنكِر و مردود و از رحمت خدا مطرود و شقي است، اگرچه بسيار پرهيزكار و متّقي است. از اين گونه مرشدينِ راه شقاوت و پيشوايانِ اعمالِ قساوت، درين عصرِ ما پيدا و هويدا شده بر جميعِ برادران ديني واجب است كه از صحبتِ ايشان بگريزند و مع‌القدرة به مقاومت با ايشان درستيزند تا شرّ آنها در قلوب جاري و خللِ عقايد، در صدور ساري نگردد. بدانيد كه هركس از بزرگان سَلَف، رضي الله عنهم، به مراتبِ عاليه رسيده‌اند، به كمالِ متابعتِ اوامرِ شريعت و اجتناب از مناهي و اِعراض از اَغراضِ نفساني و مناهي و از مآرب و مقاصد دنيويه و تمسّك به سُنَنِ سنيّۀ نبويّه رسيده‌اند.

اي مسلمانان! به افعال و اقوال اين گروهِ عاقبت اندوه نگرويد و به حلاوت زبانِ ايشان فريب نخوريد كه به باطن،گرگند اگرچه به ظاهر ميشند و خود را به طبيبِ حاذق مي‌نامند امّا خسته و دلريش‌اند. هركس به قوّتِ اتّباعِ اوامرِ شريعت و دوري از منهيات و اكل و شربِ حلال با صدق و اخلاص متوجّهِ رحمتِ ايزدِ متّعال گردد، اميد است به موجبِ آيۀ كريمۀ « والّذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» خداوند او را به صحبتِ يكي از دوستان خود رساند و اسبِ سعادت را در ميدان «و إنّ الله لمع المحسنين» بدوانَد. واللهُ المُوفِّق وَ هوَ يَهدي السَّبيل. ـ سنة 1354 هـ.

 

مطالب مرتبط:

برخورد مشايخ نقشبندي هَورامان با اولاد و منسوبين ناخلف و كژ رَو

صُـبْـحٌ إذا تـنـفّـس...

اندرزنامۀ حضرت شيخ محمّدعثمان سراج‌الدّين ثاني

وصيّت حضرت شيخ نجم‌الدّين به فرزندش جناب شيخ نورالدّين

 

+  ساعت 11:52 بعد از ظهر     | 

روز شنبه دوازدهم شهريورماه 1390 جناب شيخ مظهر نقشبندي فرزند حضرت شيخ علاءالدين و برادر حضرت شيخ محمّدعثمان ثاني سراج‌الدّين در سن هفتاد سالگي چشم از جهان فرو بست. مراسم ختم جناب شيخ مظهر روز دوشنبه در مسجد "پيشوا قاضي محمّد"در شهر سليمانيه بر گزار شد. خداوند ايشان را قرين رحمت خويش كند و با اوليا محشور گرداند.

مطالب مرتبط:

... رفت و مولاناش با خود بُرد، او (در سوگ حضرت شيخ)

جناب شیخ عبدالملک نقشبندی درگذشت

عالم وارع و عامل ماموستا شيخ عطاءالله نقشبندي درگذشت

شيخ‌زاده سيده حفصه خانم نقشبندی درگذشت

حاج شيخ عثمان سراج‌الدّيني نقشبندي درگذشت

+  ساعت 1:7 قبل از ظهر     | 

بعد از ظهر روز چهارشنبه نوزدهم مرداد ماه 1390جناب شيح ناصح نقشبندي فرزند حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی) در سليمانيه درگذشت.

شيخ ناصح نقشبندي

 پيكر اين مرشدزادۀ گرامي روز پنجشنبه در بيارۀ شريفه به خاك سپرده شد. خداوند اين عزيز سفر كرده را در جوار رحمت خويش جاي دهد و با اجداد پاك‌نهادش محشور گرداند ـ بمحمّد و آله.

مطالب مرتبط:

 

شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی)

... رفت و مولاناش با خود بُرد، او (در سوگ حضرت شيخ)

جناب شیخ عبدالملک نقشبندی درگذشت

عالم وارع و عامل ماموستا شيخ عطاءالله نقشبندي درگذشت

شيخ‌زاده سيده حفصه خانم نقشبندی درگذشت

حاج شيخ عثمان سراج‌الدّيني نقشبندي درگذشت

 

+  ساعت 2:12 قبل از ظهر     |